|
 گزارشی از شکل گیری سریال اقبال لاهوری در آستانه سالروز ولادت وي در این جهان اقبال نیست ، رفته است ؟
سایت خبری سیما فیلم/ سمانه احمدی: دو روز است که خانم نخست وزير پس از بازگشت از تبعید 8ساله در 26 مهر و به جا گذاشتن 130 کشته و 400 مجروح در پاکستان به دبی رفته است. کنگره بین المللی بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا روز های پایانی برگزاری خود را طی می کند و آخرین میهمان هایش نیز با 10 ساعت تأخیر در پرواز تبریز به تهران از زیارت مزار شمس در خوی بازگشته اند . ساعت 6 بعد از ظهر است که در کشور دوست و همسایه وضعیت فوق العاده اعلام می شود . صلاح الدین اقبال لاهوری درست 6 روز مانده به سالروز ولادت جد خود علامه محمد اقبال لاهوري و 2 ساعت پس از اعلام وضعیت فوق العاده در کشورش طی یک ضیافت شام در تهران جهت همکاری برای ساخت سریالی براساس زندگی اقبال لاهوری به مذاکره می نشیند. ***خودِ خودِ اقبال روز هایی را پشت سر می گذاریم که قانون اساسی مصوب 1973 پاکستان از سوی پرویز مشرف به تعلیق در آمده و این در حالی است که نزدیک به 7 دهه از خاموشی آخرین شاعر بزرگ پارسی گوی شبه قاره هند در سپیده دم 1 ارديبهشت 1317 ه.ش (21 آوریل 1938 میلادی) می گذرد . تحولات چند ماه گذشته در پاکستان حاکی از آن است که به زودی این کشور 162 میلیون نفری که از بسیاری جهات در فقر به سر می برد، دچار شکاف های سیاسی امنیتی بسیار شود. پاکستان، جايی که علامه محمد اقبال لاهوری کسی که به زعم بسیاری از اندیشمندان، یکی از نخستین منادیان وحدت اسلامی در عصر حاضر به شمار می رود، در 9 نوامبر(18 آبان) 1877 ميلادي سیالکوت آن به دنیا آمده و دوران کودکي و نوجواني را با فراگیری زبان هاي فارسي و عربي در مدارس قديمه و به روش سنتي گذرانده است. او پس از آشنايي با مقدمات علوم اسلامي و معارف قرآني به مدرسه اي وارد شد که مبلغان مسيحي اسکاتلندي با نام" اسکاچ ميشن" در سيالکوت تاسيس کرده بودند، و به فراگيري اصول و مبادي علوم جديد مشغول شد. پدرش شيخ نور محمد، با آن که پيشه دوزندگي داشت ، اوقات خود را در مصاحبت اهل سلوک مي گذراند و با شعر و ادب عرفاني آشنا بود و خصوصاً به شيخ اکبر ، محي الدين ابن عربي ارادت تمام داشت و در خانه کتابهاي " فصوص الحکم " و " فتوحات مکيه " را مطالعه مي کرد. آشنايي اقبال با مقدمات عرفان نظري و الفاظ و اصطلاحات خاص آن ، از همين روزگار آغاز شد. اقبال از عنفوان جواني شعر مي گفت و در مجالس شعرخواني شرکت مي کرد و در بعضي جرايد محلي ؛ اشعارش طبع و نشر مي يافت. استاد وي " سيد مير حسن " در تشويق او در اين راه سهم عمده اي داشت و علاوه بر اين ، اقبال با " داغ دهلوي " استاد شعر اردو در آن روزگار ، مکاتبه داشته و از راهنمايي هاي او بهره مي گرفت. او پس از تحصيلات متوسطه، در سال 1895 ميلادي به لاهور رفت و در دانشکده دولتي آن شهر به ادامه تحصيل مشغول شد. در مدت 5 سال که وي در اين دانشکده بود، علاوه بر زبان هاي فارسي ، عربي ، با ادبيات انگليسي و ادبيات جديد اروپايي آشنايي کامل حاصل کرد و مقدمات فلسفه غرب را فرا گرفت. در دوره فوق ليسانس ، علاوه بر تحصيل فلسفه که موضوع اصلي کار او بود ، به مطالعه اصول علم اقتصاد و حقوق نيز اشتغال داشت. استاد او در فلسفه ، دانشمند شرق شناس مشهور، سر توماس آرنولد است که در طول اين دوران به شاگرد خود دلبستگي خاصي يافته بود. راهنمايي ها و تعليمات او نيز در پرورش استعدادهاي ذهني و فکري اقبال تأثير بسيار داشت . ***اقبال ایرانیان علامه محمد اقبال لاهوری نخستين کتاب خود را سال ١٩٠١ در زمينه اقتصاد به زبان اردو تاليف کرد. سپس به توصيه سر توماس آرنولد برای ادامه تحصيلات عازم اروپا شد و سه سال در آنجا به مطالعه و تحصيل پرداخت. در دانشگاه کمبريج در رشته فلسفه پذيرفته شد و در آنجا با مک تيگارت، از هگل شناسان سرشناس، ادوارد براون و رينولد نيکلسون ـ از مستشرقان بنام ـ آشنا شد. پس از اخذ درجه فلسفه اخلاق از کمبريج وارد دانشگاه مونيخ در آلمان شد و رسالهی دکتری خود را با عنوان «سير فلسفه در ايران» تدوين كرد. اقبال از ميان متفکران غرب به آثار لاک، کانت، هگل، گوته، تولستوی، و از مشرق زمين به اشعار مولوی دلبستگی خاصی داشت. وی شيفته زبان و ادبيات فارسی بود و آن را برای بيان آراء و افکار خود برگزيد. و به تدريج از يک شاعر وطنی به شاعری اسلامی با وجوه جهانی تحول يافت، تا جايی که به اعتقاد بسياری از متفکران، وی يکی از نخستين مناديان وحدت اسلامی به شمار میرود. اقبال در سالهای نخست بازگشت به هند، «اسرار خودی و رموز بیخودی» را منتشر کرد. اين منظومهها به دست رينولد نيکلسون، استاد فلسفه وی به زبان انگليسی ترجمه شد. بدين ترتيب این شاعر انديشمند پيش از آنکه در هندوستان شناخته شود، در انگلستان به شهرت و اعتبار رسيد. اقبال در ١٩٢٦ به عضويت مجلس قانونگذاری پنجاب انتخاب شد. منازعات و کشمکشهای متعدد ميان مسلمانان و هندوها و عشق به آزادی، وی را به شرکت در فعاليتهای سياسی علاقهمند کرد تا اينکه در ١٩٣٠، در جلسه سالانه حزب مسلم ليگ در احمدآباد، پيشنهاد تشکيل دولت پاکستان را مطرح كرد. با اينکه وی چندان زنده نماند تا استقلال کشور پاکستان را از هند در سال ١٩٤٧ ببيند، اما به عنوان پدر معنوی پاکستان از احترام فراوانی برخوردار است و هر سال در روز تولد او که به «يوم الاقبال» معروف است، جشنها و آيينهايی ويژه به یاد وی در این کشور برگزار میشود. عشق و علاقه وافر اقبال به سرزمين، تمدن و فرهنگ ايران در تمامی آثار و سرودههای وی هويداست؛ عشقی نشأتگرفته از مايههای ايمان دينی تا آنجا که تهران را امالقرای دوم جهان اسلام میدانست. ***گذر از شب بلند در باغ گیلاس در یک شب پايیزی که اغلب نگاه ها و توجهات فرهنگی دنیا به بهانه هشتصد سالگی مولانا جلال الدین محمد بلخی به جانب این بخش از خاور میانه جلب است، اما پاکستان با وجود برخورداري از گنجینه تاریخی در زمینه تئوری های وحدت، در میانه درگیری های داخلی دست و پا می زند ، کاملا بجا به نظر می رسد اگر افرادی در دو کشور دوست و همسایه بخواهند پس از سالها ، در جهت ماندگاری فرهنگ مشترک اقدامی عاجل نمایند. حدود 2 ساعت از پایان وقت اداری گذشته است . تلفن اتاق سردبیر مدام زنگ می زند . باید پاسخ داد . حتما خبری در راه است ... پیرو دومین تماس تلفنی در کمتر از 20 دقیقه داخل یک ماشین نشسته ام تا راهی اولین دیدار رسمی این حرکت فرهنگی آن هم 2 ساعت پس از اعلام وضعیت فوق العاده در میان آشوب های د اخلی پاکستان ، باشم . یک رستوران در باغ گیلاس با رعایت حداکثر پایبندی به پذیرایی سنتی ایرانی در جايی نزدیک به ارتفاعات شهر تهران با سکوت شکوهمند ناشی از حضور قریب دماوند، جای مناسبی است برای گفت وگو. حسن اسلامی مهر رئيس مرکز سیما فیلم به عنوان میزبان و متولی ساخت سريالي درباره اقبال لاهوري با همراهی ایرج تقی پور تهیه کننده سریال، دکتر اصغر فهیمی فر مسوول امور سریال ها در مرکز سيما فيلم و سيد جمال نحوی معاون وی بی صبرانه منتظرند تا پس از 70 سال از فراق اقبال پارسی گوی، ساعتي با نواده وی چهره به چهره بنشینند . محمد خودداری ( کاردار سابق ایران در هند و پاکستان ) که از راه می رسد، گروه محل مدرن تر رستوران را به قصد استقرار بر روی تخت های سنتی ترک می کنند . نا امنی های اخیر در پاکستان، تقی پور را به عنوان تهیه کننده مجموعه اقبال لاهوری بر آن می دارد تا به فکر یافتن مکان های مشابه با مسجد شاهی لاهور ـ مدفن اقبال ـ و اماکن دیگر در هند باشد تا در صورت وخامت اوضاع تصویر برداری کار را در آنجا به انجام برسانند. البته مسجد جامع دهلی و یا قسمتهایی در لکنو شباهت هایی با لاهور در پاکستان دارند . اما به عقیده خودداری هر اتفاقی که در پاکستان بیفتد، لاهور امن است؛ پس جای نگرانی نیست. به عبارتی، درست است که پاکستان 4 ایالت دارد اما چودری ها که در پنجاب حاکم هستند متنفذترین ها در اداره این کشور محسوب می شوند. درست است که پایتخت، اسلام آباد است اما این کشور بحران زده بیش از هر چیزی از جانب لاهور و پنجابی ها اداره می شود و... ***اوست جان اين نظام و او يکى است صلاح الدین اقبال که نواده دختری علامه محمد ( منیژه ) محسوب می شود با وجود اشتغال به تجارت منسوجات، علاقه به ادب، هنر و اشتیاق برای آموختن زبان فارسی را از نياي خود به ارث برده است. به طوری که پیش از حضور در«باغ گيلاس» به دیدار استاد میرخانی شتافته تا بتواند اشعاری از اقبال را با خط ایشان به یادگار ببرد . مردی متوسط القامه با کت و شلوار مخمل سرمه ای و پیراهنی به رنگ فیروزه های نیشابور، با ابروان متمایل به پايین، چشمانی کوچک وگود اما غور کننده و سبیل پر پشت و پیشانی بلندی که آدم را بی درنگ به یاد اقبال می اندازد ، بدون تردید صلاح الدین است . گشاده رو و کم صحبت اما دقیق و همراه. با اندکی صرف زمان و شنیدن پرسش دوستانه ای که چه می توان کرد ؟ یافتن صفاتی که پشتوانه فرهنگی غنی دارد چندان سخت نیست . اگر چه صلاح الدین تاجر است و به شعر، خوشنویسی و ... علاقه مند، اما برادرش یوسف نقاشی را عملا پیشه خود ساخته و در پاکستان به سر می برد . دایی جان جاوید اقبال هم که بیش از 80 سال دارد و تنها پسر علامه محمد محسوب می شود، برای حضور در کنگره مولانا رنج سفر به تهران ، تبریز و خوی را بر خود هموار ساخته ، اما به دلیل کسالت در هتل محل اقامتشان در تهران مشغول استراحت است . پس صلاح الدین به نمایندگی از خانواده اقبال طی یک هفته اقامت خود خواسته در ایران، امشب آمده تا برای معرفی گنجینه خانوادگی اش کاری کند. ***کار خود با عاشقان خود سپار حکومت های ملوک الطوایفی در پاکستان و اوضاع آشفته آن، لابی های خاص خود را می طلبد . اما صلاح الدین می خواهد ضمن شناخت مرکز متولی کار بداند چه کمکی از جانب وی و خانواده اقبال بر می آید حتی اگر دولت پاکستان چندان اشتیاقی برای چنین اموری نداشته باشد . البته این در پاسخ به گله دوستانه حسن اسلامی مهر مبنی بر عدم ابراز علاقه سازمان های دولتی پاکستان برای چنین همکاری است . «اگر دولت پاکستان میزان و نوع علاقه مردم ایران به اقبال را می دانست و می شناخت مطمئنا می توانست از آن بهتر به نفع منافع ملی پاکستان بهره برداری کند . » این را اسلامی مهر می گوید . اما واقعیت این است که رئیس مرکز سیما فیلم می خواهد هر طور که شده به این انگیزه جامه عمل بپوشاند . چون معتقد است اقبال لاهوری باید همان سالهاي اولیه پس از انقلاب در داخل و خارج ایران با ساخت یک اثر هنری شناسانده می شد. به همین منظور در ادامه گفت و گویش می گوید: « رسانه ما و به خصوص سیما فیلم علاقه دارد که کار را در این مقطع به نتیجه برساند . علاقه ما از دو بعد است اول این که در دوران رژيم گذشته ايران به خاطر نقل و انتقالات نظامی، پاکستان را به عنوان عمق استراتژیک نظامی خود می دانستند؛ در حالی که ما الان آن را عمق استراتژیک فرهنگی خود می دانیم. دوم با گسترش جنگ سرد در دنیا در فکر آنیم تا حوزه فرهنگی تفکر اسلامی را گسترش دهیم که به نظر می رسد تا كنون در حوزه جهان اسلام نيز در این زمینه کوتاهی صورت گرفته. خانواده اقبال و حوزه ای که به واسطه اقبال در پاکستان دارند ، می توانند کمک نمایند تا این رويداد به سرانجام برسد.» خودداری که از دوستان ایرانی صلاح الدین است، با شنيدن اين صحبت ها با شوخی به او می گوید:«پس وقتی به پاکستان برگشتید باید یک انجمن برای حمایت و ساخت سریال اقبال درست کنید و یا لابی ایجاد کنید تا این کار سریع تر انجام شود.» صلاح الدین هم با خنده و اشاره مکرر سر، قول می دهد . ساعت حدود 8 شب است که صلاح الدین و دکتر مهیار طاووسی به عنوان مترجم و همراه وی به جمع حاضران ملحق شده بودند . نمی دانم در همان ابتدا چه کسی بود که نظر او را درباره ایران جویا شد که با ابراز کلافگی از ترافیک گفت :« ایران همه چیزش خوب بود به استثنای ترافیکش » البته این در حالی است که صلاح الدین طی اقامت یک هفته ای در ایران، سفری هم به مشهد و اصفهان داشته و قرار است ساعت 3 بامداد راهی پاکستان شود. وقتی که مجید رجبی معمار هم در میانه گفت و گو به دوستان ملحق می شود، یعنی این که اشخاص مختلفي در ایران دست به دست هم داده اند تا واقعا اقدام موثری در زمینه معرفی مفاخر اسلامی و همکاری های مشترک صورت گیرد و چه اميدها كه مي توان به اين نهال نوپا بست. به این ترتیب است که پس از صرف شام و لحاظ علاقه مندی میهمان در سرو نوع غذا، اولین دیدار با نواده اقبال لاهور و با ذکر خاطراتی از دوران کارداری خودداری در پاکستان و اشاره به حفظ حریم و قاعده در روابط و میهمانی هایشان، آن طور كه انتظار مي رفت، با ابراز امید های فراوانی خاتمه یافت . صلاح الدین رفت تا دو قدم مانده به سپیده دم فردا به لاهور بازگردد . باشد که دیدار دوم با فاصله اندک زمانی در بلاد همسایه با دوستی به اخوت مبدل شود. دماوند همچنان در كسوت شبانه ايستاده است و بخشي از شعر زنده ياد قيصر امين پور با زمزمه اي اميدبخش، همراه جريان سيال ذهن از نزديكي همان اسرار خودي مي آيد:«پراکندگی حاصل کثرت است ، بیایید تمرین وحدت کنیم.» تاريخ انتشار:86/8/16 ساعت انتشار:18/30
|