Loading ... Please wait...
سيما فيلم - وداع مودنا و حنجره آفتابگردان هايش
 
صفحه اصلیمعرفی مرکزنقشه سایتتماس با ماجستجودانلود فایل
 
12 شهریور 1389 ساعت 08:59
 
 
 
 
 
 
چاپ ارسال به دوست

Image

به بهانه خاموشي ابدي لوچيانو پاواروتي
وداع مودنا و حنجره آفتابگردان هايش

 

سايت خبري سيما فيلم/سمانه احمدي: يك گلدان پر از آفتابگردان هايي كه سر خم كرده اند و به دفتر يادبود خيره مانده اند و صدايي زنده از حنجره اي كه براي آخرين بار از سوي خداوندگار بوسيده شد.
*** بدرود ماستير، بدرود!
ميدان پياتزا، دستان به هم پيوسته و چشماني خيره. شايد آخرين پرده ملاقات ايتاليا با سلطان اپراي جهان بود.
خواننده اي كه به عقيده لري كينگ و صندلي داغش نه هيچ كس مي توانست مثل او بخواند و نه او خودش مي خواست مثل هيچ كس ديگري بخواند. كسي كه به قول خودش اگر هر كس يك بار او را مي ديد ديگر با كس ديگري اشتباهش نمي گرفت. شايد به خاطر صدايش كه شبيه صداي هيچ كس نبود و يا شايد به خاطر هيكل و قيافه اي كه هيچ شباهتي به خواننده هاي ديگر نداشت و يا هر دو.
چه شباهتي مي توانست بين پسر يك نانوا  با خوانندگاني وجود داشته باشد كه از همان كودكي در روياي موسيقي روزگار مي گذراندند؟! آن هم تنها فرزندي كه از همان ابتدا به فوتبال بيش از موسيقي علاقه نشان داد تا جايي كه اولين شهرتش را مديون همان تيم فوتبال محلي مودنا بود.
گويي اما هرگز قرار نبود كه دنيا از طنين صداي مشهورترين خواننده تنور جهان به همراه دوستانش درطي ساليان اخير محروم بماند.
او در خانواده اي نسبتاً فقير به دنيا آمد و قرار بود تا شغل معملي را به خاطر اصرار مادر پيشه خود سازد اما در نهايت، علاقه پدرش به موسيقي از آن جهت كه او خود خواننده اي آماتور بود و پايبندي به اين عهد كه لوچيانو حق دارد تا سي سالگي در خانه پدري بدون پرداخت اجاره زندگي كند، همه و همه دست به دست هم داد تا او اولين گامها را در آموختن موسيقي بردارد. البته وي تا زماني مي توانست در منزل پدري بدون اجاره بهاء اقامت گزيند كه بتواند از موسيقي براي خود كسب درآمد كند. درغير اين صورت بايد خانه را ترك مي كرد و هزينه هايش را نيز به طور كامل به خانواده مي پرداخت.
پاواروتي از 19 سالگي با هزار اميد و آرزو تحت تعليم آريگو پولا قرار گرفت و زماني كه استاد از شرط و شروط خانواده مطلع شد، با شناخت استعداد لوچيانوي جوان به تعليم و تربيت بدون مزد وي همت گمارد.
6 سال گذشت تا پدر لوچيانو بتواند طعم برآورده شدن آرزوي خود را بچشد كه در اين ميان وجود يك برآمدگي كوچك روي تارهاي صوتي سلطان جوان باعث مي شود تا يكي از كنسرت هاي بي سر و صدايش را در شهر فرارا خراب كند؛ آن هم در زماني كه هنوز بارقه نبوغي از خود نشان نداده بود و پولي از اين راه در نمي آورد. پس بلافاصله تصميم مي گيرد براي هميشه با خوانندگي خداحافظي كند. اما همين كه از بار فشار رواني بيماري خلاص مي شود، غده روي حنجره اش نيز او را رها مي كند. خود پاواروتي در مورد اين معجزه  مي گويد كه پس از اين دوران سخت است كه صداي طبيعي ـ همان صدايي كه
مثل هيچ كس نيست ـ و تمامي آموزه هاي موسيقايي اش به سوي او باز مي گردند و    وي مي تواند به تواني شخصي دست پيدا كند كه از مدت ها پيش در پي آن بود.
دهه شصت ميلادي آغاز حضور حرفه اي سلطان تنور است. آن هم با اجراي نقش در اپراي لابوهم (la boheme) اثر پوچيني آهنگساز نامدار قرن نوزدهم ايتاليا كه پس از آن در نيمه دوم همين دهه با گروهي به همراه جان ساترلند خواننده مشهور سوپرانو براي اجراي اپرا به امريكا سفر مي كند و خواننده تنور شدن وي نيز با همين سفر آغاز مي شود. به طوري كه او در ابتدا قرار بود در اين اجرا نقش كوچكي در يكي از صحنه هاي اپرا بر عهده داشته باشد. اما گويا شانس در خانه اش را به صدا در آورده بود. خواننده تنور گروه در جريان سفر بيمار مي شود و چون جانشيني وجود ندارد، به پيشنهاد ساترلند، پاواروتي جايگزين او شده و بدين گونه سلطان متولد مي شود: پاواروتي بزرگ.
در جريان اپراي 1972 مترو پليتن نيويورك، او سالن را در ميان بهت حاضران ترك            مي كند و از همان جا پرنده اقبال بر شانه هايش بوسه مي زند و تا زمان مرگ نيز رهايش نمي كند. اين چنين است كه او به سرعت به ستاره برنامه هاي تلويزيوني هم تبديل شده و اجراي برنامه هاي موزيكال و همچنين تاك شو(talk show) نيز بر محبوبيت او مي افزايد.
اما آنچه بيش از هر چيز پاواروتي و صدايش را در اذهان نگاه مي دارد علاقه او به اجرا در فضاي باز و آشتي او با اپراست؛ به طوري كه در اوايل دهه هشتاد «مسابقه بين المللي آواز پاواروتي» را براي جوانان و نوجوانان پايه گذاري مي كند.
دهه نود، روزگاري است كه او با اجراي يكي از آرياهاي پوچيني از اپراي توراندخت براي جام جهاني فوتبال ايتاليا جايگاه ديگري مي يابد؛ چنان كه هنوز كه هنوز است بسياري           او را با همان قطعه مي شناسند كه يك سال پس از اجرايش به خاطر آن، جايزه «گرمي» را دريافت داشت و به كارنامه افتخاراتش برگ ديگري افزود.
در همان سال بود كه او با دو خواننده تنور اسپانيايي يعني پلاسيديو دو مينگو و خوزه كارراس گروهي را تشكيل داد كه هدف آن ترويج اپرا و علاقه مند كردن مردم عادي به اين هنر بود. اين تيم سه نفره به محبوبيت فراواني دست يافت و در مناسبت هاي گوناگوني چون فينال جام جهاني لس آنجلس در 1994، پاريس 1998، يوكوهاماي ژاپن در 2002 و... برنامه اجرا كردند كه هنوز هم اين سه آلبوم از جمله پرفروش ترين آثار كلاسيك جهان به شمار مي آيند.
اين خواننده اپرا كه در زمان حيات خود با چهره هاي سرشناس بسياري چون پرنس چارلز و دايانا، دالايي لاما، ديه گو مارادونا و... ملاقات داشته، فراتر از موسيقي به واسطه فعاليت هاي بشر دوستانه اش شناخته شده و مورد احترام بود.
پاواروتي با ارائه مجموعه اي به نام «پاواروتي و دوستان»، آلبوم هايي را با خوانندگان مشهور در پاپ توليد و عوايد آنها را براي كمك به قربانيان جنگ هاي بوسني، گواتمالا، كوزوو و عراق اختصاص داد. همچنين پس از جنگ بوسني، او مركزي را به نام «مركز موسيقي پاواروتي» در بوسني پايه گذاري كرد تا هنرمندان بوسنيايي بتوانند امكان پرورش استعدادهاي خود را داشته باشند.
او در نهايت در 13 مارس 2004 با اجراي آخرين برنامه اش در سالن متروپوليتن نيويورك رسماً با دنياي اپرا خداحافظي كرد.
***
زنگ كليساي جامع مودنا بارها و بارها نواخته شد اما پاواروتي با كت و شلوار سياه و همان دستمال سپيد معروفش به جاي برخاستن خوابيده است تا بدون كوچكترين عصبانيتي به صداي خودش پس از سالها در آرامش ابدي گوش بسپارد. نزديك به صدهزار كارت يادبود و تسليت از صبح روز شنبه هشتم سپتامبر 2007 در سرتا سر مودنا دست به دست شده؛ اما او ديگر خفته و زنگ هاي كليسا، هواپيماي ايتاليايي و پرچم كشورش به حركت در آمده اند. چشم ها به او دوخته شده و پاواروتي كه نمي توانست با تصوير اين كه آدم خوبي نيست زندگي كند و از اين فكر در عذاب بود، اكنون با كمال آرامش در انبوهي از عشق و علاقه سرشار مردمش در گورستان مونتاله رانگونه در كنار پدر، مادر و ساير بستگانش پس از 7 دهه درخشش خفته است.
ـ بدرود مايستر، بدرود!
تاريخ انتشار:20/6/86
ساعت انتشار:11:00 

 

Best Viewed In 1024 * 768 Resolution ©2007, Islamic Republic of Iran Broadcasting, Sima Film Information Department,
Email:
info@simafilmnews.ir

کلیه حقوق متعلق به مرکز سیما فیلم است            درج مطالب با ذکر منبع بلا مانع است